تبلیغات
فرهاد خدایی - پاسخ کودکان به : عشق یعنى چه؟ به وبلاگ من خوش آمدید◘برای بهبود مطالب لطفا به پست ها امتیاز بدهید◘نظر فراموش نشه♥ممنون
 
فرهاد خدایی
فرهاد خدایی.میهن بلاگ
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرهاد خدایی
نویسندگان
پاسخ کودکان به : عشق یعنى چه؟
یکشنبه 17 شهریور 1392
تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسیدند که:

                          «عشق یعنى چه؟»

 پاسخ هایى که دریافت شد عمیق‌ تر و جامع‌ تر از حدّ تصوّرهر کس بود: 

 در اینجا برخى از این پاسخ ها را براى شما می‌آوریم:


 •هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله)


 •وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بیلى، ٤ ساله)



 •عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بیرون می روند و همدیگر را بو می کنند. (کارل، ٥ ساله)


 •عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، ٦ ساله)


 •عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزهاش خوب است. (دنى، ٧ ساله)


 •اگر می خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می آید شروع کنید. (نیکا، ٦ ساله)

 (ما به چند میلیون نیکاى دیگر در این سیاره نیاز داریم)


 •عشق هنگامى است که به یکنفر بگوئید از پیراهنش خوشتان می آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد. (نوئل، ٧ ساله)


 •عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند. (تامى، ٦ ساله)


 •عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد. (الین، ٥ ساله)


 •هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پائین میرود و ستاره هاى کوچک از بین آنها خارج می شود. (کارن، ٧ ساله)


 •شما نباید به یکنفر بگوئید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش می‌کنند. (جسیکا، ٨ ساله)


 و سرانجام ...

 برنده ما یک پسر چهارساله بود که پیرمرد همسایه‌شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گریه کردن پیرمرد را دید، به حیاط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسید به مرد همسایه چه گفتی؟ پسرک گفت: «هیچ چى، فقط کمکش کردم که گریه کند»





دسته بندی مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : داستان، نظرسنجی جالب، پاسخ کودکان به عشق،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 ساعت 22 و 45 دقیقه و 22 ثانیه
Hi there, I enjoy reading through your post. I wanted to write a little comment to
support you.
سه شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 11 و 26 دقیقه و 13 ثانیه
Ahaa, its good discussion concerning this paragraph here at this blog,
I have read all that, so now me also commenting here.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 ساعت 02 و 37 دقیقه و 22 ثانیه
Great work! That is the type of information that are meant to
be shared around the web. Disgrace on Google for not positioning this publish upper!
Come on over and seek advice from my website .
Thank you =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزارهای مورد نیاز
 
 
بالای صفحه
 
کلیه حقوق این وبلاگ برای فرهاد خدایی محفوظ است2013
به وبلاگ من خوش آمدید....برای همکاری در این وبلاگ با ما تماس بگیرید.باتشکر.فرهاد خدایی